2 دقیقه خواندن
25 Mar
25Mar


به نظر می‌رسد بر اساس چارچوب‌های قانونی، طی یازده روز آینده روند تصمیم‌گیری در آمریکا ممکن است از سطح ریاست‌جمهوری به کنگره منتقل شود.
در چنین شرایطی، برنده واقعی کسی است که تصمیم‌گیری مستقل و مبتنی بر منافع راهبردی خود داشته باشد، نه ساختارهای پیچیده و کند تصمیم‌گیری مانند کنگره.
آقای ترامپ برای آرام‌سازی بازار، در حال مدیریت فضای روانی و ارسال سیگنال‌های مذاکره است؛ تلاشی که بیش از هر چیز، شبیه مذاکره با خود برای کنترل انتظارات بازار به نظر می‌رسد.
سیاستمداران ممکن است واقعیت‌ها را پنهان کنند، اما در نهایت این بازارهای اقتصادی هستند که حقیقت را آشکار می‌سازند.
در حال حاضر، حدود ۱۸۴ میلیون بشکه نفت در پشت تنگه هرمز در انتظار عبور است و کشورهایی مانند استرالیا، فیلیپین و دیگران نسبت به بحران انرژی هشدار داده‌اند.
حتی تصور حمله به نیروگاه‌های ایران می‌تواند قیمت نفت را به‌سرعت به سطح ۱۵۰ دلار برساند و تداوم وضعیت فعلی نیز بازار را به‌تدریج به همین نقطه نزدیک می‌کند.
به نظر می‌رسد آقای ترامپ تنها یازده روز فرصت دارد تا خود را از این باتلاق پیچیده خارج کند.
ارزیابی استقرار ۴۵ هزار تفنگدار دریایی و آماده‌سازی تیپ ۸۲ هوابرد آمریکا برای سناریوی احتمالی تسخیر جزیره خارک، می‌تواند آخرین مرحله از سناریویی باشد که نه‌تنها آمریکا، بلکه کشورک های منطقه‌ایِ همسو با آن را نیز در یک باتلاق عمیق فرو خواهد برد.
در تقابل با ایران، این صرفاً قدرت نظامی نیست که تعیین‌کننده است؛ بلکه این موقعیت ژئوپولیتیک و واقعیت‌های بازارهای اقتصادی هستند که حرف نهایی را می‌زنند.
در این جنگ اقتصادی بازنده خواهند شد .


نظرات
* ایمیل در وب سایت منتشر نخواهد شد.